پشت پرده ی مخالفت ها با یک جریان در طول تاریخ

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از اینکه خداوند رسول  اکرم (صل الله علیه و اله و سلم) را به پیامبری مبعوث کرد بسیاری از افراد برای اینکه منافعشان به خطر افتاده بود، نبوت ایشان را تکذیب کردند و می گفتند که تو دروغ می گویی، و از طرف خدا نیامده ای. ولی نمی گفتند که ما خدا را قبول نداریم می گفتند تو دروغ می گویی که از طرف خدا آمده ای.

گذشت و به خاطر اینکه طرفداران ایشان بسیار شده بودند همان افراد در ظاهر به ایشان ایمان آورده و اعلام همبستگی با ایشان کردند.

باز هم گذشت و بعد از سالیانی وقفه، امیر مؤمنان به حق خود یعنی خلافت بعد از رسول رسید (البته با تأخیر) افرادی پیدا شدند و با ایشان مخالفت کردند مانند زبیر و آلش. این دسته به اسم دفاع از خلیفه ی مقتول قیام کرده بودند و این موضوع را بهانه ای کرده بودند برای پیروی نکردن از حجت زمانه خودشان.

گذشت تا به زمان بنی امیه رسید. آنها نیز نمی گفتند ما پیامبر را قبول نداریم، بلکه مدعی راه ایشان بودند و فرزندان خود پیامبر را خارجی از دین می خواندند.

معاویه پسر ابوسفیان و یزید ملعون بوسیله ی همین حیله  با امامان علی، حسن و حسین علیهم السلام جنگیدند.

گذشت تا نوبت به بنی العباس رسید...

این گروه نیز به دلیل اینکه جزو بنی هاشم بودند با نام خون خواهی و دلجویی از ائمه ی اطهار علیهم السلام، علیه بنی امیه قیام کردند و لکن بعد از چند سال معلوم شد که چه نقشه ی پلیدی را زیر سر می پروراندند. و جالب اینجاست، اینها نیز خود را مدعی راه رسول الله می دانستند و با همین ادعا با حجت های زمانه شان مبارزه می کردند.

در تمامی این انحرافاتی که بیان شد یک نکته ی مشترک به چشم می خورد و آن اینکه همه گروه های انحرافی خود را مدعی حق می دانستند و داعیه ی پاسداری از آن را داشتند. نکته مهم تر اینکه این حقی که اینها داعیه اش را داشتند همیشه یک مرحله عقب بود. یعنی در زمان رسول خدا اینها مرحله ی قبلی اعتقاد به ایشان را ادعا می کردند یعنی اعتقاد به خود خدا. در مرحله ی بعدی، امثال معاویه خود را پیرو رسول خدا میدانستند و با جانشین او می جنگیدند. یعنی یک مرحله از موضع خود پایین می آمدند در حالی که دروغ می گفتند.

عین همین جریانات در زمان ما نیز وجود دارد. حجت زمانه ی ما برطبق نصوص محکم و قطعی، فقها، یعنی همان روات حدیث هستند لکن برخی به نام خود امام زمان (یعنی یک مرحله قبل از فقها) با آنها مخالفت می کنند و دم از امام زمان می زنند.

یعنی کسانی با ادعای دفاع از امام زمان علیه السلام به مبارزه با جانشین خود ایشان که ولی فقیه باشد آمده اند. عجیب است شباهت هایی که در طول تاریخ وجود دارد.

همان طور که امثال ابوسفیان ها و ابو جهل ها با اینکه ادعا می کردند خدا را قبول دارند ولی در اصل هیچگونه اعتقادی به خدا نداشتند، و امثال معاویه ها که ادعای پیروی از خط رسول الله را داشتند ولی در اصل هیچگونه اعتقادی به ایشان نداشتند، پر واضح است که این افرادی که دم از امام زمان می زنند هم در اصل  هیچ اعتقادی به ایشان ندارند و همین ها اگر در زمان امام حسین بودند با همین بهانه ها جای در  لشکر یزید خوش می کردند.

در واقع همه ی این افراد با یک چیز مخالفند و آن خود خداست.

/ 0 نظر / 9 بازدید