تهدیدی خاموش

هشدار!

خطری برای

شیعیان

 

نوشته ای از سید محمد مهدی سیدی فضل اللهی

درباره تحدید نسل و راهکارهای مبارزه با آن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به حول و قوه الهی و با خلوص نیت قصد دارم مطالبی را پیرو بیانات رهبر معظم نگارش کنم. باشد تا مورد رضایت خداوند واقع شود.

سخن اول

مقدمه

در سالهای اول انقلاب جمعیت کشور روند رو به رشدی را آغاز کرد به طوری که متوسط زایمان برای هر زن ایرانی 7/3 شد. بعد از اتمام عمر شریف امام و روی کار آمدن دولت آقای هاشمی بهرمانی سیاستی برای نظام اتخاذ شد به نام سیاست کنترل جمعیت تا از رشد جمعیت جلوگیری شود. در راستای اجرای این سیاست سازمان ملل هم به کمک ما آمد! همان سازمان مللی که 8 سال  در برابر تهاجمات رژیم بعث سکوت کرده بود و... . برخی از همان ابتدا با این طرح مخالف بودند و برخی دیگر معتقد بودند خوب است ولی باید بعد از چند سال متوقف گردد. اما این روند ادامه پیدا کرد تا جایی که در سرشماری سال 90 خبرهای ناخوشایندی به گوش رسید. خبرهایی مبنی بر اینکه متوسط زایمان برای هر زن  به 7/1 رسیده است! (آمار نشان می دهد که نرخ باروری کشور 70% کاهش یافته است!!) یعنی وقتی 20 نفر(10 مرد و 10 زن) از دنیا میروند حتی به اندازه خودشان هم نسل باقی نگذاشته اند. بلکه فقط 17 نفر باقی می ماند. کار تا جایی بالا کشیده است که سازمان ملل درباره کاهش جمعیت ایران تا نیم قرن دیگر به حدود 35 میلیون هشدار داده است. و این یعنی رشد منفی جمعیت که به دلائل مختلف برای کشور و از آن مهمتر برای اسلام حقیقی یک خطر جدی به شمار میآید. اما نکته قابل تأمل اینکه این آمار میانگین کل کشور است و اگر بخواهیم خانواده های اهل سنت را که زاد و ولد آنها بسیار زیاد است از این میانگین حذف کنیم آمار برای خانواده های شیعه بسیار تکان دهنده تر از این خواهد بود. بطوری که منابع غیر رسمی نرخ زایمان در برخی از مناطق سنی نشین را تا 7  و در مناطق شیعی 1 تا 1.3 برای هر زن اعلام کرده اند. یعنی وقتی 20 سنی (10 زن و 10 مرد) از دنیا رفتند 70 سنی جای آنها را میگیرند اما وقتی 20 شیعه از دنیا بروند فقط 10 تا 13 نفر جایگزین آنها می شوند. آیا خانواده هایی که در حال حاضر به علت مشکلات موجود حاضر به آوردن فرزند بیشتر نیستند در صورت بروز آن احتمال و از بین رفتن اکثریت شیعه و در پی آن به خطر افتادن حکومت جمهوری اسلامی میتوانند در قیامت در برابر حضرت زهرا سلام الله علیها پاسخگو باشند؟ میتوانند جواب شهدای اسلام را بدهند؟ حکومتی که خون 200 هزار شهید به پای آن ریخته شده است. شهید به آنها میگوید من از جان خود گذشتم اما تو نخواستی از آرامش خودت بگذری و با ازدیاد نسل به اسلام کمک کنی؟ واقعا میتوانند پاسخ دهند؟

بعد از بیان خلاصه ای از ماجرا قصد دارم مطالبی را با تفصیل به رشته تحریر در بیاورم.

نگاهی به آمار

در سال 1390 بعد خانوار (یعنی میانگین تعداد نفرات خانواده) در استان تهران 3.3 اما در استان سیستان و بلوچستان 4.3 می باشد.(که بالاترین بعد خانوار را در کشور دارد) میانگین کل کشور 3.55 است.

 

 

 بُعد خانوار یعنی تعداد افرادی که در یک خانواده زندگی می کنند درحال  کاهش چشمگیری  است. این آمار یعنی تعداد زیاد خانواده های بدون بچه یا تک بچه و حتی خانواده های تک نفره.

 

کاهش زاد و ولد باعث  پیری جمعیت خواهد شد و پیری جمعیت مشکلات فراوان به بار خواهد آورد. از جمله کاهش  نیروی کار و کاهش جمعیت و ... . پیری جمعیت را این نمودار مشاهده کنید.

    اما جوان ترین استان کشور با 37.6 درصد جمعیت در گروه سنی 14-0 استان سیستان و بلوچستان می باشد.

این آمار برای ما اعلام خطر می باشد. چرا به فکر نیستیم؟

 

زیاد بودن جمعیت چه فوائد و چه ضررهایی دارد؟

کثرت جمعیت طبق نظر رهبری به احتمال فراوان اگر زیادتر از حد معمول باشد کشور دچار مشکل خواهد کرد و دلیل ما برای این ادعا شروع طرح تحدید نسل از سال 68 میباشد. اما نظام دچار یک اشتباه شد و آن ادامه دادن این سیاست بود از اواسط دهه هفتاد. رهبری فرمودند: این رو خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشه. چقدر مهم است که میفرماید تاریخ. خیلی در این مطلب نکته خوابیده که انشاءالله مفصل در مورد دلیل این کلمه صحبت خواهیم کرد.

ولی در هر صورت در زمان فعلی طبق فرموده خود ایشان در ماه رمضان 1433 جمعیت کشور میتواند تا 200 میلیون باشد اما حدود 80 میلیون است. خود ایشان خطرهای این واقعه را تا حدودی تبیین کرده اند. مثل پیر شدن کشور و از دست رفتن نیروی کار و در آخر کاهش جمعیت. فرمودند اینها مسائل خطرناکی است و مسئولین باید به جد دنبال کنند و در این سیاست تجدید نظر کنند. ایشان به جوانان دستور دادند که باید جوانان تولید مثل را زیاد کنند. این روش محدود کردن  فرزند در خانه ها در حال حاضر کار خطایی است.

پس وظیفه ی امت معلوم است و آن اینکه به  دستور رهبری لبیک بگویند و تولید مثل را بیشتر کنند و تا جاییکه برایشان مقدور است فرزندان بیشتری را به جامعه اسلامی و شیعی هدیه کنند حتی اگر دچار سختی شوند. طبیعی است که این کار مشکلاتی را در پی خواهد داشت اما ای کسانی که دائما این شعار را بر لب دارید که «ای رهبر آزاده آماده ایم آماده» و یا «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» نکند مانند کوفیان فقط اهل لفاظی باشید و در جایی که پای تن نهادن به دشواری هاست ولیّ زمان را تنها بگذارید. ایشان به عنوان ناخدای کشتی انقلاب به ما فداییان خودشان دستور داده اند که تولید مثل را زیاد کنیم. پس همه با هم به شعار «از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن» جامه عمل بپوشانیم.

و اما کلام رهبری :«...حد زاد و ولد در جامعه‌ى ما چیست؟ من اشاره کردم؛ یک تصمیمِ زمان‌دار و نیاز به زمان و مقطعى را انتخاب کردیم، گرفتیم، بعد زمانش یادمان رفت! مثلاً فرض کنید به شما بگویند آقا این شیر آب را یک ساعت باز کنید. بعد شما شیر را باز کنى و بروى! ماها رفتیم، غافل شدیم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش میدهند که آقا جامعه‌ى ما در آینده‌ى نه چندان دورى، جامعه‌ى پیر خواهد شد؛ این چهره‌ى جوانى که امروز جامعه‌ى ایرانى دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟» (بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی 23/7/91)

و در جای دیگر فرمودند: «...یکى از مهمترین موجودى‌هاى باارزش ما، همین نسل جوانِ تحصیلکرده است. نسل جوان تحصیل کرده، هم شجاعت دارد، هم امید دارد، هم نشاط و تحرک دارد. من همین جا در داخل پرانتز عرض بکنم؛ یکى از خطاهائى که خود ما کردیم - بنده خودم هم در این خطا سهیمم - این مسئله‌ى تحدید نسل از اواسط دهه‌ى 70 به این طرف باید متوقف میشد. البته اوّلى که سیاست تحدید نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، لیکن از اواسط دهه‌ى 70 باید متوقف میشد. این را متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولین کشور در این اشتباه سهیمند، خود بنده‌ى حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خداى متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد. نسل جوان را باید حفظ کرد. با این روند کنونى اگر ما پیش برویم - من چندى پیش هم در ماه رمضان در سخنرانى گفتم - کشور پیر خواهد شد. خانواده‌ها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. این محدود کردن فرزندان در خانه‌ها، به این شکلى که امروز هست، خطاست. این نسل جوانى که امروز ما داریم، اگر در ده سال آینده، بیست سال آینده و در دوره‌ها و مرحله‌هاى آینده‌ى این کشور بتوانیم آن را حفظ کنیم، همه‌ى مشکلات کشور را اینها حل میکنند؛ با آن آمادگى، با آن نشاط، با آن شوقى که در نسل جوان هست، و با استعدادى که در ایرانى وجود دارد. پس ما مشکل اساسى براى پیشرفت نداریم.» ( بیانات در اجتماع مردم بجنورد 19/7/91)

و دیگر کلام مرتبط ایشان: من این را همین جا عرض بکنم؛ جمعیت جوان و بانشاط و تحصیلکرده و باسواد کشور، امروز یکى از عاملهاى مهم پیشرفت کشور است. در همین آمارهائى که داده میشود، نقش جوانهاى تحصیلکرده و آگاه و پرنشاط و پرنیرو را مى‌بینید. ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برهه‌اى از زمان درست بود؛ یک اهدافى هم برایش معین کردند. آنطورى که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسى کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدى که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه‌ى نسل جوان و نماى زیباى جوانى در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطورى که کارشناسها بررسى علمى و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهاى علمى و دقیقِ کارشناسى‌شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد - که امروز قاعده‌ى جمعیتى ما جوان است - و بتدریج دچار پیرى خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیرى جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانى را مشخص کردند و به من نشان دادند، که در آن زمان، ما از جمعیت فعلى‌مان کمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهاى خطرناکى است؛ اینها را بایستى مسئولین کشور بجد نگاه کنند و دنبال کنند. در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستى تجدیدنظر شود و کار درستى باید انجام بگیرد. این مسئله‌ى افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمى است که واقعاً همه‌ى مسئولین کشور - نه فقط مسئولین ادارى - روحانیون، کسانى که منبرهاى تبلیغى دارند، باید در جامعه درباره‌ى آن فرهنگ‌سازى کنند؛ از این حالتى که امروز وجود دارد - یک بچه، دو بچه - باید کشور را خارج کنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقمها برسیم.( بیانات در دیدار کارگزاران نظام 3/5/91)

عاقل تر از رسول الله و ائمه اطهار خلق شده است؟

رُوِیَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا یَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ یَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهُ أَنْ یَرْزُقَهُ نَسَمَةً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه. جابر بن یزید جعفى گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: چه چیز جلوگیر مؤمن شده که براى خود همسرى نمى‏گزیند، شاید فرزندى به او عنایت کند که روى زمین را بگفتن کلمه توحید «لا إله إلّا اللَّه» سنگین کند. (من لا یحضره الفقیه    ج‏3    382)

در کلام رسول اکرم * زیاد شدن مسلمین جزو ارزش هاست. اما برخی میگویند که الان شرایط سخت شده و مشکلات اقتصادی به ما چنین اجازه ای نمی دهد و ... .

در حالی که تاریخ به ما می گوید که این فرمایش رسول اکرم ص در زمانی است که وضعیت مسلمین اصلا وضعیت مناسبی از لحاظ اقتصادی نبوده است به طوری که گروهی از مهاجرین که در حدود 400 نفر بوده اند برای مدتی در کنار مسجد روی سکویی زندگی می کردند و حکومت اسلامی توانایی فراهم کردن جا و مکان برای آنها را نداشت. به این گروه اصحاب صفه می گفتند. در مورد این گروه اشاره ای در قرآن کریم داریم.

[سوره البقرة (2): آیه 273]: لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ (273)

 (انفاق شما باید) براى نیازمندانى باشد که در راه خدا محصور شده‏اند. (به خاطر دین خدا، از وطن آواره و یا در جبهه‏هاى جهاد هستند.) توان حرکت و سفر در زمین را (براى تأمین هزینه زندگى و یا کسب سرمایه براى تجارت) ندارند. از شدّت عفاف و آبرودارى، شخص بى‏اطلاع آنها را غنى مى‏پندارد، امّا تو آنها را از سیما و چهره‏هایشان مى‏شناسى. آنان هرگز با اصرار از مردم چیزى نمى‏خواهند. و هر چیز نیکو و خیرى را (به این افراد) انفاق کنید، پس قطعاً خداوند به آن آگاه است.

نکته‏ها:

در برخى از تفاسیر همچون تفسیر کبیر فخر رازى، مجمع البیان و قرطبى آمده که این آیه درباره اصحاب صُفّه نازل شده است. اصحاب صفّه تقریباً چهارصد نفر بودند که از مکّه به مدینه هجرت کرده و چون در مدینه خانه و کاشانه و آشنایانى نداشتند، در کنار مسجد پیامبر روى صُفّه (سکّویى بزرگ) زندگى مى‏کردند و اینان همیشه براى جهاد در راه خدا آماده بودند.(تفسیر نور). این از شرایط اقتصادی.

اما اگر گفته شود که فضای اجتماعی خوب نیست بدتر چون جوابهای متعدد دارد مثلا اینکه اصلا بیان پیامبر ص این دستور را داده اند تا فضای جامعه با افزایش مومنین تغییر کند و اینکه چه کسی به شما گفته که در منطقه ای بمانی که فضای مسمومی دارد؟ یکی از مهمترین کارهای رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم هجرت ایشان بود. برای چه هجرت کردند؟ برای اینکه بتوانند راحتتر ایمان خود را حفظ کنند مثلا در یکی از آیات کریمه داریم که وقتی ملائکه برای قبض روح می آیند...

[سوره النساء (4): آیه 97]: إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِیراً (97)

همانا کسانى که فرشتگان، جانشان را مى‏گیرند، در حالى که بر خویشتن ستم کرده‏اند، از آنان مى‏پرسند: شما در چه وضعى بودید؟ گویند: ما در زمین مستضعف بودیم (و به ناچار در جبهه‏ى کافران قرار داشتیم) فرشتگان (در پاسخ) گویند: مگر زمین خداوند گسترده نبود تا در آن هجرت کنید؟ آنان، جایگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى است.

نکته‏ها:

پیش از جنگ بدر، کفّار مکّه مردم آن شهر را به جنگ با مسلمانان فراخواندند و تهدید کردند که همه باید شرکت کنند و هر کس تخلّف کند، خانه‏اش ویران و اموالش مصادره خواهد شد. برخى از مسلمانان هم که ساکن مکّه بودند و هنوز هجرت نکرده بودند، از ترس جان، همراه کفّار به جبهه‏ى جنگ با مسلمانان‏آمدند و در «بدر» کشته شدند، آیه نازل شد و آنان را که با ماندن در محیط کفر و ترک هجرت، به خویش ستم کرده بودند، توبیخ کرد و مقصر دانست.در روایات آمده است: کسى که به خاطر حفظ دین خود، حتّى یک قدم هجرت کند، اهل بهشت و همنشین حضرت محمّد صلى اللَّه علیه و آله و ابراهیم علیه السلام است.

 نکات آیه:

1- ترک هجرت و از دست‏دادن هدف و عقیده، ظلم به خویش است. (شعار «خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» از نظر قرآن مردود است.)

 «ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ»

2- اگر مى‏توانید، محیط را تغییر دهید، و گر نه از آنجا هجرت کنید تا مؤاخذه نشوید. «أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِیها»

3- محیط و جوّ اکثریّت بر انسان مؤثر است، لذا انسان باید با هجرت، فشار محیط را در هم بشکند. «فَتُهاجِرُوا»

5-اصل، خداپرستى است نه وطن‏پرستى. «أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا» (تفسیر نور). پس این توجیه که ما بخاطر فضای نامناسب جامعه بچه نمی آوریم کاملا غلط است چون اولا اگر فضا مسموم است باید فضا را تغییر داد نه اینکه تولید نسل  را محدود کرد و ضمنا در شهر طهران و بالاتر از آن در قلب آمریکا و اروپا با آن همه فساد و فحشا مگر افرادی راه خود را پیدا نکرده اند و مسلمان نشده اند؟ پس این حرفها بهانه ای بیش نیست و شاید بهتر است بگوییم این یک القاء تفکر از طرف دشمنان بیش نیست که متأسفانه در افکار مردم ما حتی متدینین ما رسوخ کرده است.

سیره معصومین علیهم السلام در این باره چیست؟

نوشته اند که رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم از حضرت خدیجه سلام الله علیها 2 پسر و 4 دختر و از ماریه قبطیه یک پسر داشتند. در مورد حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها باید گفت که ایشان 5 فرزند داشتند. آن هم تنها در 9 سال. البته فرزند پنجم ایشان در حادثه حمله به منزلشان توسط غاصبین خلافت لعنت الله علیهم سقط شد. نکته قابل توجه آن است که فاصله بین امام حسن و امام حسین علیهما السلام تنها حدود 5 ماه می باشد.برخی در سیره امام امیر المؤمنین علیه السلام نوشته اند که ایشان 27 فرزند داشتند یعنی 10 پسر و 17 دختر و برخی نوشته اند که 36 فرزند داشتند. شیخ مفید در ارشاد میفرماید که امام حسن علیه السلام 8 پسر و 7 دختر داشتند. و طبق نقل های مختلف 31 فرزند داشتند. نظر شیخ مفید در مورد تعداد فرزندان اباعبدالله این است که ایشان 4 پسر و 2 دختر داشتند اما برخی فرزندان ایشان را 9 یا 10 گفته اند.

شیخ مفید فرموده است که اولاد امام سجاد علیه السلام 15 نفر بوده است. تعداد اولاد امام باقر علیه السلام را 7، امام صادق علیه السلام را 10 نوشته اند. امام موسی کاظم علیه السلام دارای 37 فرزند بوده اند. 18 پسر و 19 دختر. در مورد امام رضا علیه السلام گفته اند که ایشان تنها 2 فرزند داشتند یک پسر و یک دختر. نوشته اند امام جواد علیه السلام 4 پسر و 7 یا 8 دختر داشته اند وامام هادی علیه السلام 3 پسر و 2 دختر. در مورد امام حسن عسکری علیه السلام فرزند دیگری غیر از حضرت صاحب الامر پیدا نکردم.

سیره عملی علما و متشرعه بر چه منوالی بوده است؟

بعد از اینکه سیره اهل بیت علیهم السلام تبیین شد سیره علما را هم بیان کنیم. اطلاع از تعداد فرزندان علمای گذشته بعلت نبودن آمار و ارقام مورد اعتماد کار آسانی نیست. از اینرو به بیان سیره عملی علمای فعلی اکتفا می کنیم. رهبر معظم حضرت آیت الله خامنه ای 6 فرزند دارند. آیت الله خوشوقت رحمت الله علیه 6 فرزند، آیت الله هاشمی شاهرودی 11 فرزند، آیت الله شاه آبادی (که استاد عرفان امام خمینی بوده است) 16 فرزند.

اگر توجهی به گذشته اقوام خودمان کنیم تصدیق می کنیم که در نسل های گذشته ما تعداد فرزندان هر خانواده بسیار بیشتر از تعداد فرزندان خانواده های فعلی بوده است ( مثلا نسل قبلی ما چندین دایی و خاله و عمو و عمه داشتند که این نشان دهنده ی تعداد فرزندان زیاد است. تصور نمی کنم کسی ادعا کند که وضعیت اقتصادی آنان بهتر از خانواده های فعلی بوده است. از بدیهیات است که وضعیت اقتصادی آنان از ما بسیار پایین تر بوده است ولکن توقعاتشان بسیار پایین تر و زندگی های ساده تر و راحت تری داشتند. پس آنها که وضعیت اقتصادی ضعیف تری داشتند چگونه فرزندان بیشتری را روانه اجتماع کرده اند؟ پس این مسئله نشان می دهد که مشکل، مشکل اقتصادی نیست. بلکه همان بحثهای فرهنگی است.

نظر قرآن کریم در این موضوع چیست؟

این کلام را بسیار شنیده ایم که: پول بزرگ کردن بچه رو از کجا بیاریم ما از پس خودمون هم بر نمیایم. ا ین حرف سست به دلیل عدم مطالعه قرآن و روایات می باشد چون در زمان رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و اله و سلم همین حرف ها را ظاهرا میزدند و خداوند تبارک و تعالی آیه ای در جواب به این افراد نازل کرده است.

[سوره الإسراء (17): آیه 31]: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبِیراً (31)

نخست به یک عمل زشت جاهلى که از فجیعترین گناهان بود اشاره کرده مى‏گوید:" فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید" (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ).

روزى آنها بر شما نیست،" آنها و شما را ما روزى مى‏دهیم" (نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ).

پیام‏ها:

1. رزق به دست خداست و زیادى نفرات و جمعیّت بى‏اثر است، پس فرزند عامل فقر نیست. «نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ»

2. گاهى رزق و روزى ما در سایه‏ى روزى فرزندان است. «نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ» (تفسیر نور)

 

از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود که وضع اقتصادى اعراب جاهلى آن قدر سخت و ناراحت کننده بوده که حتى گاهى فرزندان دلبند خود را از ترس عدم توانایى اقتصادى به قتل مى‏رساندند.در اینکه عرب جاهلى آیا فقط دختران را به زیر خاک پنهان مى‏کرد، و یا پسران را نیز از ترس فقر به قتل مى‏رساند در میان مفسران گفتگو است.  بعضى معتقدند اینها همه اشاره به زنده به گور کردن دختران است ولی بعضى دیگر عقیده دارند که آنها دو نوع قتل فرزند داشتند: نوعى که به پندار غلط خودشان به خاطر حفظ ناموس بود و این اختصاص به دختران داشت، و نوعى دیگر که از ترس فقر صورت مى‏گرفت و آن جنبه عمومى داشت و پسر و دختر در آن تفاوت نمى‏کرد.ظاهر تعبیر آیه که ضمیر جمع مذکر در آن به کار رفته (قتلهم) مى‏تواند دلیلى بر این نظر بوده باشد، زیرا اطلاق جمع مذکر به پسر و دختر به طور مجموع از نظر ادبیات عرب ممکن است ولى براى خصوص دختران بعید به نظر مى‏رسد.به هر حال این یک توهم بیش نبود که روزى دهنده فرزندان پدر و مادرند، خداوند اعلام مى‏کند که این پندار شیطانى را از سر بدر کنند و به تلاش و کوشش هر چه بیشتر برخیزند، خدا هم کمک نموده، زندگى آنها را اداره مى‏کند.قابل توجه اینکه ما از این جنایت زشت و ننگین وحشت مى‏کنیم، که همین جنایت در شکل دیگرى در عصر ما و حتى به اصطلاح در مترقى‏ترین جوامع انجام گیرد، و آن اقدام به سقط جنین در مقیاس بسیار وسیع به خاطر جلوگیرى از افزایش جمعیت و کمبودهاى اقتصادى است. تعبیر به" خَشْیَةَ إِمْلاقٍ" نیز اشاره لطیفى به نفى این پندار شیطانى است، در واقع مى‏گوید این تنها یک ترس است که شما را به این خیانت بزرگ تشویق مى‏کند، نه یک واقعیت. (تفسیر نمونه)

و معناى آیه این است که فرزندان خود را از ترس این که مبادا دچار فقر و هلاکت شوید مکشید زیرا این شما نیستید که روزى اولادتان را مى‏دهید، تا در هنگام فقر و تنگدستى دیگر نتوانید روزى ایشان را برسانید، بلکه مائیم که هم ایشان و هم شما را روزى مى‏دهیم، آرى کشتن فرزندان خطایى است بزرگ. مساله نهى از فرزندکشى در قرآن کریم مکرر آمده، و این عمل شنیع در حالى که یکى از مصادیق آدم‏کشى است، چرا فقط این مصداق ذکر گردیده؟ مى‏توان گفت که چون فرزندکشى از زشت‏ترین مصادیق شقاوت و سنگدلى است و جهت دیگرش هم این است که اعراب در سرزمینى زندگى مى‏کردند که بسیار دچار قحطى مى‏شد، و از همین جهت همین که نشانه‏هاى قحطى را مى‏دیدند اول کارى که مى‏کردند به اصطلاح براى حفظ آبرو و عزت و احترام خود!! فرزندان خود را مى‏کشتند. (تفسیر المیزان)

نکته اى که مورد نظر باید باشد آن است که خداوند به مسلمانانى که بعد از انعقاد نطفه بچه دار میشوند دستور میدهد که بچه را نکشید سقط نکنید. خوب پس چه کنیم‏؟ اگرما باشیم میگوییم که خوب معلوم است از اول مراقب باشید و نگذارید که نطفه منعقد شود. یعنی از بارداری جلوگیری کنید. اما قرآن این را نمیگوید بلکه میفرماید سقط نکنید بگذارید این بچه به دنیا بیاید و زندگى کند و نگران روزی او نباشید. این کلام خداوند در زمانى است که مسلمین در فقر شدید اقتصادى هستند. پس همانطور که برخى از بزرگان بیان کرده اند جلوگیری هم یک نوع کشتن است یعنى این نطفه اى که در ادامه سیر تکاملی خود تبدیل به یک انسان خواهد شد را از مسیرش خارج کنیم. البته احکام فقهى قتل و سقط بر آن بار نمیشود. سوال این است که مگر عزل منی چه اشکالی دارد که قرآن به آن دستور نداده است. نکته مهم این است که در موارد مختلف دیده شده است که فقه شیعه مطابق با علوم است یعنی یک حکمی که فقها در طول تاریخ بیان کرده اند و دلیل واضحی نداشته است در زمان ما دلیل علمی اش یافت شده است. مثلا در مورد عزل نکردن منی. اسلام این را جزو حقوق زن دانسته است و برخی از فقها فرموده اند اگر زن اذن بیرون ریختن منی را نداده باشد مرد باید به زن دیه پرداخت کند. مثل شهید اول در کتاب لمعه که میفرماید: «و لایجوز العزل عن الحرة بغیر شرط فتجب دیة النطفة لها عشرة دنانیر.» دیه معمولا در زمانی مطرح  است که پای ضرری در میان  باشد. مگر چه ضرری در این کار خوابیده است؟ جواب همان است که آیت الله حسینی طهرانی بیان کرده اند و آن این است که در رحم زن غده ای وجود دارد که در زمان نزدیکی تحریک میشود و نیاز به تغذیه پیدا میکند و غذای آن نطفه مرد است و وقتی مرد منی را بیرون میریزد این غده بدون غذا می ماند و بر اثر این زن در خطر سرطان رحم قرار می گیرد. این است احکام نورانی اسلام. یک تأیید خوب برای جلوگیری نکردن در سیره ائمه پیدا کردم و آن این است که فاصله بین زایمان حضرت امام مجتبی سلام الله علیه و انعقاد نطفه حضرت امام حسین علیه السلام تنها 5 ماه است. اگر این کار اشکال داشته باشد سوال اینجاست که مگر عقلی بالاتر از عقل این بزرگواران داریم؟ برای ما حرف فلان دکتر از سیره عملی قطعی امیر  المومنین علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما مهمتر شده است؟!

نکته ای جالب آنکه علامه طهرانی در کتاب «کنترل جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین» میگوید در سیستم طبیعی بانوان پریود شدن خلاف اصل است و زن نباید به طور طبیعی عادت ماهانه شود. و با توجه به اینکه زنان معمولا در دوران بارداری و شیردهی قاعدگی ندارند برای زنان بهتر آن است که یا باردار باشند و یا در حال شیردهی تا ضمنا بتوانند عبادات خود را نیز بطور کامل انجام دهند. جالب تر آنکه ایشان در ادامه می گوید بنده این عقیده خود را که برای زنان بهتر است که یا باردارباشند و یا شیرده به یکی از دوستانم که از پزشکان بود گفتم ایشان به من گفت که آقای طهرانی این حرف شما نتیجه آخرین پژوهشهای علمی است که چند ماه پیش در سمیناری در اروپا بیان شد و من در آن حضور داشتم.

عامل مشکلات اقتصادی کثرت اولاد است یا افزایش توقعات مردم؟

برخی می گویند در جوامعی که کثرت جمعیت داریم مشکلات اقتصادی زیاد شده است و ... . اما این حرفها اصلا علمی نیست چون اگر مشکلاتی هم باشد که هست بعلت مسائل دیگری است نه بخاطر کثرت جمعیت. مثلا بالا رفتن توقعات زندگی مردم یکی از این مشکلات است. خانواده ای که به دنبال تعویض مبلمان و پرده منزل در هر سال است طبیعی است که دچار مشکلات مالی خواهند شد. حتی اگر یک فرزند هم داشته باشند همین مشکلات برایشان پیش می آید. اینکه خانمی با اینکه چندین دست لباس دارد باز هم به دنبال خرید لباس جدیدی است مشکل زا نیست و مثلا کثرت جمعیت مشکل ایجاد میکند؟ از همه مهمتر اینکه نیروی انسانی از مهمترین ارکان پیشرفت برای هم کشوری است و اگر رشد جمعیت به همین منوال ادامه پیدا کند قاعده جمعیتی کشور میانسال و در ادامه کهنسال خواهد شد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد در سالهای آینده باید برای نیروی کار از کشورهای دیگر درخواست کمک کنیم.

قضاوت تاریخ در برابر ما چه خواهد بود؟

یکی از نکاتی که در کلام رهبری دام ظله محل دقت است عذر خواهی ایشان از تاریخ است. این جریان چه ارتباطی به تاریخ دارد؟ توضیح این کلام آن است که بعد از امام حسن علیه السلام دیگر حکومتی با رهبری ولی زمان یا نائب او برقرار نبود تا زمانی که یکی از نوادگان آن حضرت پرچم را بلند کرد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. یعنی تقریبا بعد از 1350 سال این فرصت برای شیعه فراهم شده است تا یکی از ممالک اسلامی را بر طبق فقه شیعه اداره کند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان که از این واقعه به شگفت آمده بودند برای سرکوب کردن آن و عدم سرایت آن به دیگر کشورها تمام سعی خود را کردند. اولین راهکاری که به ذهنشان رسید برپایی جنگ نظامی بود. این حربه دشمن با یاری قطعی حضرت صاحب الزمان عج خنثی شد. بعد از این واقعه جنگ نرم را به راه انداختند و این کارشان تا امروز ادامه دارد. از قبیل ترویج فساد و بی بندوباری و از بین بردن بنیان خانواده و تبلیغ فرق ضاله مثل بهائیت و وهابیت و شیطان پرستی و ... . اما به این فعالیت ها بسنده نکرده اند و در برنامه ای هماهنگ شروع به تشویق ازدیاد نسل اقلیت های مذهبی در ایران کردند خصوصا اهل سنت. به نحوی که اعلام کرده اند در  سال 1406 غلبه شیعه در کشور از بین خواهد رفت. نتیجه این اتفاق این خواهد بود که مهمترین رکن قانون اساسی ما که همان مذهب رسمی کشور است و آن حاکمیت فقه شیعه است بطور طبیعی از بین خواهد رفت. و به تبع آن ولایت فقیه دیگر نخواهیم داشت. یعنی دشمن با یک نقشه ساده آن همه تلاش را از بین میبرد. (آن همه شهید آن همه جانباز و آن همه تحمل سختی و تحمل تحریم ها و ... )فقط یک راه ساده. ساده تر از جنگ. ساده تر از تبلیغات و ... . آمارها از عبور جمعیت اهل سنت از مرز 20 میلیون خبر میدهد. و این مسئله بسیار نگران کننده است.

چرا دشمنان که ما را تحریم میکنند این وسائل را تحریم نکرده و حتی تشویقی هم داده اند؟

در زمانی که دشمنان اسلام با تمام توان دست به دست هم داده اند که این تنها حکومت اسلامی که قوانین آن با فقه شیعه سنجیده می شود را به زمین بزنند تا ردّی باشد بر ادعای ما که می گوییم می شود با قوانینی که 1400 سال پیش از جانب خدا به ما رسیده است در قرن 21 جهان را اداره کرد. با وجود این همه تحریم ها و فشارها تا به حال از خود سوال کرده ایم که چرا در این مسئله ما را تحریم نکرده بلکه تشویق هم کرده اند!؟ این نکته بسیار مهم است که سازمان ملل در اوایل دهه هفتاد از ایران به عنوان یک کشور پیشرو در تحدید نسل تقدیر و تشکر میکند. آیا آنها سعادت ما را می خواهند؟ مگر به ما یاد نداده اند که به دشمنان خود بدبین باشید؟ مگر آن امام عزیز نفرمود: نباید توقع داشته باشیم که اینها براى ما خوب بگویند، اگر خوب بگویند، معلوم مى‏شود ما خیانتکاریم!... اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏هاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیه‏اى است که دارند تعریف مى‏کنند(صحیفه امام  ج‏9   527) نتیجه آنکه همین تعریف دشمنان نشانه ی بسیار خوبی است برای اینکه بفهمیم راه خطایی را طی کرده ایم. نکته مهم آنکه به وسائل به اصطلاح پزشکی هم قناعت نکردند و از راههای مختلف مثل کمربندهایی خاص و ... در صدد عقیم کردن مردان یا زنان برآمدند.

کشورهای غربی در مورد جمعیت چه کاری کرده اند؟

نکته ی جالب اینجاست که خود کشورهای غربی نسبت به این کار ترغیبی ندارند. به عنوان نمونه در همان سالی که در ایران مراسمی برگزار میشود و معاون دبیر کل سازمان ملل از ایران برای انجام طرح کنترل جمعیت تشکر میکند از رئیس جمهور آمریکا (که در آن زمان بوش پدر بوده است) به علت عدم قبول این طرح ابراز نارضایتی میکند. التبه رشد منفی جمعیت در برخی از کشورهای غربی وجود دارد و لکن به این دلیل نیست بلکه فروپاشی نظام خانواده علت اصلی آن است. نکته ای جالب دیدم و آن اینکه در روزنامه نوشته بود زنی 23 ساله انگلیسی وقتی فهمید که شوهرش به او خیانت کرده است! اقدام به کشتن 3 فرزندش و خودکشی خود کرده است. عجیب آنکه خودش باردار هم بود. نکته ی عجیب این است که زنی 23 ساله  در قلب اروپا 4 بارداری را تجربه کرده است.

در پایان کلامی از امام راحل خمینی کبیر رحمة الله علیه و رهبر معظم

بر همه ما واجب است که به هر طور مى‏توانیم دفاع کنیم از اسلام. امروز قضیه، قضیه دفاع است، دفاع از یک قدرتهایى که مى‏خواهند حمله کنند، مى‏خواهند به هر طورى شده است باز شما را و ما را برگردانند به اسارت اولى و این دفعه اگر آنها خداى نخواسته یک قدرتى پیدا کنند، مثل سابق نیست. آنها اساس اسلام را از بین مى‏برند؛ براى اینکه دیدند اسلام است که مى‏تواند کار بکند و در مقابل  (آنها) بایستد. و این یک فریضه‏اى است بر همه ما، از اهم فرایض است حفظ اسلام؛ یعنى، حفظ اسلام از حفظ احکام اسلام بالاتر است؛ اساس اسلام اول است، دنبال او اساس احکام اسلام است. و بر همه ما، بر همه شما به مقدارى که قدرت داشته باشیم، به مقدارى که توانایى داشته باشیم واجب است که جدیت کنیم در اینکه این دفاع مقدس را ما به طور شایسته عمل بکنیم.(صحیفه امام، ج‏20، ص: 80)

به چند نکته توجه بفرمایید.

1- ایشان حفظ اسلام را از اهم واجبات دانسته اند.

2- دفاع مقدس نظام را حفظ می کند.

3- نتیجه آنکه حفظ نظام حفظ اصل اسلام است.

4- دفاع مقدس خصوصیت ندارد بلکه به عنوان یک مصداق برای حفظ نظام است.

5- از اهم واجبات این است که با هر چیزی که باعث از بین رفتن نظام می شود مقابله شود.

6- عرض شد که دشمن با طرح افزایش جمیعت اهل سنت قصد از بین بردن این نظام را دارد. چون در قانون اساسی آمده است چون کشور ایران اکثریتی شیعی دارد پس مبنای قانون کشور فقه جعفری است. بنابراین اگر علت برود معلول هم خواهد رفت. علت یعنی همان اکثریت شیعه.

رهبر معظم فرمودند: خانواده‌ها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. این محدود کردن فرزندان در خانه‌ها، به این شکلى که امروز هست، این خطاست. (19/7/91)

 و امام خمینی قدس سره فرمودند: مملکت ایران 35 میلیون حالا مى‏گویند جمعیت دارد. وسعتش آن قدر است که براى صد و پنجاه میلیون تا دویست میلیون جمعیت کافى است. یعنى اگر دویست میلیون جمعیت داشته باشد، در ایران به رفاه زندگى مى‏کنند. (صحیفه امام    ج‏7    393) –

نکته مهم آن است که ایشان این کلام را زمانی فرمودند که کشور از لحاظات مختلف نسبت به امروز ضعیف بود و مشکلات فراوانی داشت.

 

 

 

 

 

سخن دوم

در قسمت شماره 1 مشاهده شد که نیاز امروز ما افزایش تولید مثل است.

آیا بانوان امروزی توانایی آوردن اولاد کثیر را دارند؟

یکی از مشکلاتی که بانوان برای آوردن فرزند دارند این است که به علل مختلف سزارین می شوند و طبعا بیشتر از 3 یا 4 بچه نمی توانند بیاورند. آمار سزارین روز به

/ 30 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تخریب چی

سلام وبلاگ خوبی دارین به من سر بزنین و من رو لینک کنین "یاعلی"

.

سلام.بااحترام دعوتید/منتظریم/یاحق (ماچندنفرهستیم http://bahrein.parsiblog.ir/)

مهدیار

سلام. فراخوان نماز امام زمان(عج)و دعا برای ظهور: +قرار ما ساعت 22 روز پنج شنبه 29 اسفند +یک نماز امام زمان(عج) و دعا برای ظهور ایشان. به امید آنکه سال 93 را با حضور آقا آغاز کنیم. لطفااین فراخوان را در وبلاگتان قرار دهید تا سایرین هم باخبر شوند. اجرتان با آقا

خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر*وبیان*

سلام بوشـــــــــــــهری عزیز **سال نو مبارک ** «یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال» *با مسابــــــقه *تعطیلات سال نو و سیزده بدر کجا بودید؟ * عکس ها تعطیلات سال نو و سیزده بدر خود را در وبلاگ های خود درج کنید و به ما اطلاع دهید تا در وبیان و سایت کشوری حرف تو عکس های شما درج شود.* منتظر حضور شما در خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر هستیم. او منتظر است تا که ما برگرديم " ماييم " که در غيبت کبري مانديم .

وحید

با سلام با نقدی فقهی در مورد یارانه بروزم! منتظر نقد و نظر شما هستم. یا علی مدد

دختر یه جانباز

درد دین رو که همه دارند دردی که درمان ندارد تا ظهور آقا چرا بروز نمیکنید روشنایی این فضا بخاطر حضور افرادی مثل شماست ... و مگر نه آنکه گردن ها را باریک آفریده اند تا در مـــقتـــل کـــربــــلای عـــــشــق آسانتر بریده شوند ... " سید مرتضی آوینی "

گل بانو

سلام.تشریف بیاریدوبم. شدیدا نیازمندهمفکری شما هستم یاحق

نجوا

سلام علیکم. به روزم. التماس دعای فرج ... یا مهدی (عج)

سلام.ممنون مقاله ي خوبي بود.شوهرمن طلبه هست وشهريش خيلي کمه وکفاف خرج خانواده رونميکنه.چه جوري چندتازن وبچه ي ديگه روخرجي بده؟

حامدچاری

آقای طلبه که درد دین دارید بفرمائی از ابتدای تاریخ تا کنون از آفتابه تا چلنجر - فضا پیما و زیر دریائی و هواپیما و حتی همین اینترنت را غربیها ابداع و اختراع کرده اند و ما مصرف کننده بوده و هستیم و تازه مرگ بر این و آن گفته ایم . چرا؟ ما چه چثیز را ساخته ایم که مورد استفاده ی مردم باشد . چرا چنین است؟ شما که درد دین دارید بگوئید شما و دین چه کرده اید برای آسایش مردم حتما میگوئید آن دنیا... پس چرا از ساخته های کافران بهره میبرید؟ مثلا اینترنت و ...؟ در این اواخر حتی مهر ما تشیع را کشور برادر چین کمونیست میسازد و بر آن نقش تربت کربلا میزند ؟ چرا؟ چرا شما هر بار سوار بر منبر میشوید یا امام حسین که جانم فدایش باد را بدست یزید میدهید و اشک مردم را سرازیر میکنید و خود بریش مردم مخندید و یا از انواع غسل میگوئید ؟ آیا همه مشکلات انسانها همینهاست؟ من لینکتان کردم تا بهتر و بیشتر با هم گپ و گفتی داشته باشیم و امدواروم شما نیز وبلاگم را لینک کنید